خواستم از احوالات امروز بنويسم . ديدم توفيق ديروز و امروز ، قاعده ي يك شب است .حالا ديروز مي خواهد صد سال پيش باشد ، مي خواهد سي سال پيش .
مهم اين است كه ميان ديروز و امروز ملت اتفاقي نيفتاده ، همه اش شب بوده و سياهي .آسوده و بي قرار ، توفيق ندارد به حال خفتگان .
درست است ديروز مقرر بوديم به قرار مكرر ، اما اقرار بي غرض ديروز و امروز تقرير زير است :
عدليه از هم اول هم معنايي نداشت . بي خود كلنجار رفتيم با كلاف هنجارها و گسستيم بند ناهنجارها .
شايد ظريفي گفت : عدليه تعريف دارد ، شايد هم داشت .
عدليه ، معرف عرفي است . اصلا معروف است به معرفتي معلوم .
عدليه ، عدالتخانه است و عادل به عدل علي .
عيار عدالت عدل علي ، شرف علي بود .
علي شريف بود به شرافت ، نه اشرافيت . و چون علي بود ، به يقين چنين بود .
آري كه اگر عدل بود ، ديروز و امروزي نبود . اصلا غروب شمس عدالت به مغرب نمي رسيد . شب نمي شد اوقات ملت .
يا اگر هم به قضا شب مي شد ، ملت يك ستاره داشت در اين هفت آسمان دولت .
گواه گذشتگانمان اين است ، كه هر آن ستاره ملت در آسمان دولت ندرخشيد ، ابر استعمار تيره كرد روز و شب اين ملت را .
نمي دانم نعوذ به ا... دارد يا نه ، گردن مفتي .
همان مفتي ، كه مفاتيح الجنان را طوطي خوان كه نه ، لوطي خور كرد بي شرف درسايه ي ظلم .
همان مفتي كه مي گفت ، مفتاح گره ي كور استبداد است و مصباح يزيد بود .
آري با اشارت مفتي ، مشتي سالوس بر مجلس ملت جلوس كرد . همان مجلسي كه سياست مي كند به مكر ملت .
آري ، ننگ اين رنگين صفتان ، سنگ است به آبگينه ي آزادي ملت .
به راستي كه اين نه عدل علي ، كه مكر مفتي است .
به حرمت روايتي كه خواندم. قطار 57 داستان درباري نيست ،داستان قلندري است .
ترانه زيباي قدغن با صداي شهيار قنبري (بشنويد)
انتقادي به عملكرد آقاي كروبي در روز قدس و 13 آبان (حتما بخوانيد )
به راستي كه اين نه عدل علي ، كه مكر مفتي است .
مروري بر وقايع 13 آبان 57 (تاريخ خواندني عبرت آموز است )
رعيت جمهور (رعيت امروز )!!! شايد براي زيد آبادي
ترانه مشتي ماشاالله با صداي فريدون فروغي (صدايي كه رساترين بود و غير از حرف خلق هيچ نگفت )
كاش ستارخان نخوابيده بود !
_____________________________
مهم اين است كه ميان ديروز و امروز ملت اتفاقي نيفتاده ، همه اش شب بوده و سياهي .آسوده و بي قرار ، توفيق ندارد به حال خفتگان .
درست است ديروز مقرر بوديم به قرار مكرر ، اما اقرار بي غرض ديروز و امروز تقرير زير است :
عدليه از هم اول هم معنايي نداشت . بي خود كلنجار رفتيم با كلاف هنجارها و گسستيم بند ناهنجارها .
شايد ظريفي گفت : عدليه تعريف دارد ، شايد هم داشت .
عدليه ، معرف عرفي است . اصلا معروف است به معرفتي معلوم .
عدليه ، عدالتخانه است و عادل به عدل علي .
عيار عدالت عدل علي ، شرف علي بود .
علي شريف بود به شرافت ، نه اشرافيت . و چون علي بود ، به يقين چنين بود .
آري كه اگر عدل بود ، ديروز و امروزي نبود . اصلا غروب شمس عدالت به مغرب نمي رسيد . شب نمي شد اوقات ملت .
يا اگر هم به قضا شب مي شد ، ملت يك ستاره داشت در اين هفت آسمان دولت .
گواه گذشتگانمان اين است ، كه هر آن ستاره ملت در آسمان دولت ندرخشيد ، ابر استعمار تيره كرد روز و شب اين ملت را .
نمي دانم نعوذ به ا... دارد يا نه ، گردن مفتي .
همان مفتي ، كه مفاتيح الجنان را طوطي خوان كه نه ، لوطي خور كرد بي شرف درسايه ي ظلم .
همان مفتي كه مي گفت ، مفتاح گره ي كور استبداد است و مصباح يزيد بود .
آري با اشارت مفتي ، مشتي سالوس بر مجلس ملت جلوس كرد . همان مجلسي كه سياست مي كند به مكر ملت .
آري ، ننگ اين رنگين صفتان ، سنگ است به آبگينه ي آزادي ملت .
به راستي كه اين نه عدل علي ، كه مكر مفتي است .
_____________________________
مروري بر مطالب ديگر بلاگ
_____________________________
مروري بر مطالب ديگر بلاگ
_____________________________
به حرمت روايتي كه خواندم. قطار 57 داستان درباري نيست ،داستان قلندري است .
ترانه زيباي قدغن با صداي شهيار قنبري (بشنويد)
انتقادي به عملكرد آقاي كروبي در روز قدس و 13 آبان (حتما بخوانيد )
به راستي كه اين نه عدل علي ، كه مكر مفتي است .
مروري بر وقايع 13 آبان 57 (تاريخ خواندني عبرت آموز است )
رعيت جمهور (رعيت امروز )!!! شايد براي زيد آبادي
ترانه مشتي ماشاالله با صداي فريدون فروغي (صدايي كه رساترين بود و غير از حرف خلق هيچ نگفت )
كاش ستارخان نخوابيده بود !
_____________________________
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر